به اين مطالب يكي را هم ميتوان افزود كه از نظرم دور مانده بود. آري فرودي ثورگيلسُن (دوازدهم ـ 1)، در گفتوگو از كشف ايسلند در سال 874 بهوسيلهٴ فلوكي ويلگردارسون (مقدمه1،595) ميگويد، فلوكي با خود كلاغ سياههايي برد تا از روي پرواز آنها جهت خشكي را پيدا كند. در حاشيهاي بعدي (حدود 1225) گفته شده، ((كساني كه در نواحي شمالي به دريانوردي ميپرداختند سنگ مغناطيس براي راهيابي نداشتند.)) معناي ضمني اين سخن آن است كه دريانوردان ديگر در سال 1225 آن را دراختيار داشتهاند. در
ساگاها (افسانههاي پهلواني اسكانديناوي) اشارات زيادي به سنگ مغناطيس هست و نخستين اكتشافات دريايي وايكينگها اين فرضيه را منطقي جلوه ميدهد كه آنان تجهيزات دريانوردي را در اختيار داشتهاند.1
اين گزارش اسكانديناويايي بهويژه از آن لحاظ جالب است كه معلومات در زمينهٴ قطبنما به حوزهٴ مديترانه محدود نبود و بنابراين داستان معروف انتساب آن را به شخصي به نام فلاويو گوجاي آمالفي (حدود 1302) نفي ميكند. ديديم كه يك قطبنماي كامل قبلاً در سال 1269 توصيف شده است. البته هنوز قابل اصلاحات بيشتري بود (حتي هنوز در زمان ما دستخوش اصلاحاتي است). امكان دارد تركيب صفحهٴ قطبنما2 با عقربهٴ آن كه پيشرفت مهمي بود، در سدهٴ چهاردهم تحقق يافته باشد و چنين اختراعي ميتوانست كار دريانوردان آمالفي باشد كه از خليج سالرنو تا انتهاي شرقي مديترانه دريانوردي ميكردند، ولي دليلي در دست نيست كه ثابت كند اين كار آنها بوده و فلاويو گوجا شبحي است كه هنوز باستانشناسان ايتاليايي موفق به شناسايي او نشدهاند. افسانهٴ گوجا با آنتونيو بِـچادِلّـي پالرمويي (1393 ـ 1471) آغاز شد و پس از آن عدهٴ زيادي از يكديگر نقل كردند، ولي منشأ همگيشان يك اشتباه بوده است.
هدف اين يادداشت، دفن كردن شبح فلاويو گوجاست، مبادا كه افراد فاقد انديشهٴ نقّاد هرچند وقت يك بار او را از قبر بيرون كشند!
توسعهٴ قطبنما در سدههاي چهاردهم و پانزدهم بسيار كند بود. بسياري اصلاحات جداگانه احتمالاً تا مدتها در ميان چندين يا حتي يك نفر اهل فن محدود ميماند؛ بيشك اين اصلاحات ماهيت پردهپوشي شغلي را داشت كه يك خانواده يا صنف (مثلاً در مورد دريانوردان يك لنگرگاه معين) مايل نبود بيگانگان از آن مطلع گردند. قديمترين قطبنمايي كه ميشناسم در فردينانديوم اينسبروك نگهداري ميشود، تاريخ آن از سال 1451 است و يك انحراف 11 درجهٴ شرقي را نشان ميدهد. به اين ترتيب ممكن است انحراف جهت عقربه از مدتها پيش از